تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 21:37 | نويسنده : مدیر

اینجا یه پست ثابته

بچه ها واسه گفتن مطالب متفرقه بیاین اینجا نظر بذارین



تاريخ : شنبه پنجم اسفند 1391 | 13:50 | نويسنده : مدیر

به تمامی کسانی که مهندسی را درک کردند، به تمام کسانی که پلی ساختند از انتهای بن بست کوچه ی رفاه تا بیکران، به تمام کسانی که خود را شبانه روز وقف کردند تا همگان شبانه روزی روشن داشته باشند، به تمام کسانی که لذتش را فهمیدند نه آنان که تنها به نامش خوانده شدند...

تا مهندس نباشی و لذت مقاومت مصالح ۱ و ۲ ٬  استاتیک و از همه مهم تر ریاضی ۱ پاس کردن را نچشیده باشی ! ٬ هیجان و احساس غرور زائدالوصف ناشی از خواندن این متن را در نمی یابی !
روزت مبارک . . .



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 | 9:27 | نويسنده : مدیر
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر…

عکس های عاشقانه روز ولنتاین

ولنتاین مبارک

 

روز عشق



تاريخ : جمعه دوازدهم آبان 1391 | 13:1 | نويسنده : مدیر

 

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

عید غدیر خم مبارک باد

 

 



تاريخ : چهارشنبه دهم آبان 1391 | 13:21 | نويسنده : مدیر
با عرض ادب خدمت همکلاسی های عزیز(استادان مدیرگروهان و جنگ کر های بزرگ)

آها یادم رفت مخترعان بزرگهرچقد تو این اینترنت صاحب مرده میگشتی مگه اختراع توش بود اصلا تو اینترنت اختراع نمیکننیکه نیه بوشه سو اختراعه بسازیم برق گرتمان کی خونمان ده  قراره معروف بشیم  وه نوه شر!

این جمله ی بسیار زیباییه که هر پنجشنبه ظهر تو گوشم نجوا میکنه:دات تتا دات فی دات تتا تتا دات دات تتا تتا و میتونی تتا روو همینجوری تا ابد تکرار کنی

و ما از خوشحالی شنیدن چنین نجواهایی که هر ازش در بر نمیبریم اینجوری الپرگه میکنیمmade by Laie

اره سوزله سوزله سوزه گیان... زشته بابا کوتاه بیا حالا من یه چیزی گفتم..

داشتم میگفتم

از الپرگه که بیگذریم میرسیم به ساعاتی بسیار دلپذیر که تو اون متوجه میشم که یارو درسه که با یارو استاده گرفتیم چقد بلدشیم وقیافه ی مهندسی به خودمون میگیریم

و استاد ناراحت میشه و ما این شعرو باهم زمزمه میکنیم آی توریای توریای کاکه له سر چه توریای

یه کلاسش باحاله که بچه ها اینجور میرن سر کلاس وعده ایم اینجوری(یه ده خوشیه ها)

استاد  داریم در حد لالیگا از تاکسی رانو Racecarسربازو کارگرني ني شكلكگرفته تا هیچی!!!هیچی مثل مصالح

وقیافه هایی مثل ماه(البته این خورشیده)

امیمون به سلف بود که باتوجه به گران شدن غذا با ورشکستگی روبرو شدیم   

ماهم به این زیبایی فارغ التحصیل میشیم یا شایدم اینجوری

واین حرکتو ازخودمون نشون میدیمده جی دست در نکه!انگار از بند آزاد شدیم   و از خوشی بال در می آوریمبا انگیزه وارد  میشیم و دور از جوون شما کاور از اینجا میریم(البته دوموی مانگس)هه وه امن چیکار میکنیآها این مدرک فارغ التحصیلیه؟

در نهایت شغل آقایون اینه    یا    همون شغل...وخانومام این(یه ارا کی کیت آگر بچو ده)

آدم این حس بش دست میده و خلاص... 

یا اینکه دلش میخواد با دوستاش اینجوری وایسه        و خیلیارو تپ توپ کنه

تو مدرسه این بودیم تو دانشگاه این(پیر شدم پیر تو ای جوونی)

واقعا یاد مدرسه بخیر چه خوشی میگذروندیم جلو مدیرا وایمسادیمو...اینجوری...

تو کلاسم که....  

اما حالا         

هه مریم کاره خوه کرد بان گرته ور چگه ره

ده خوسه یخ کردم بفرمایید چایی داغ

راستی دیگه چایی دانشگام نمیچسبه

تا یه خودمونیو یه دل پر غصه ی دیگه خدافظ

تو اله شون مه چه کیت ولم کههههههههههههه

ار جرات دیری بووس 



تاريخ : یکشنبه نهم مهر 1391 | 8:46 | نويسنده : مدیر
تعاریف شخصیت ها و نهادهای دانشگاه

رئیس دانشگاه : روزگارم بد نیست تكه نانی دارم

استاد: صدایش گرم و نایش گرم سكوتش ساكت و گیرا،
چوبدستی منتشا مانند در دستش

مدیر گروه: آیا بود كه گوشه چشمی به ما كنند.

آموزش دانشگاه: مانده ام در چاه زندان پای بست
همین چاهم كه گیرد جز تو دست؟

انتظامات: چه كسی می خواهد من و تو ما نشویم

كمیته انظباطی : همگان خاموش !!

تلفن عمومی دانشگاه: گر نكته دان عشقی بشنو تو این حكایت

امورازدواج دانشجویی : دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند

سرویس دانشگاه‌:اسب حیوان نجیبی است

دانشجوی متاًهل: كجا بودم كجا رفتم كجایم
من نمی دانم به تاریكی در افتادم ره روشن نمی دانم

دانشجوی ممتاز: بودیم و كسی پاس نمی داشت كه هستیم
باشد كه نباشیم و بدانند كه بودیم

دانشجوی ترم آخر: به هر آن كجا كه باشد به جز این سرا سرایم

دانشجوی ترم اول: لیك ، خوشبختانه آخر، سر پناهی یافتم

دانشجوی مشروطی: دست ها می سایم تا دری بگشایم

دانشجوی اخراجی: به خدا كه هیچ كس را ثمر انقدر نباشد
كه به روی نا امیدی ، در بسته باز كردن

همكلاسی: تو كه نوشم نه ای ، نیشم چرایی؟
تو كه یارم نه ای ، پیشم چرایی؟

مراحل انتخاب واحد و ثبت نام: قصه است این ، قصه، آری قصه درد است

دانشجوی ترم بالا خطاب به دانشجوی ترم پایین : به كجا چنین شتابان؟

فارغ التحصیلی: تو را من چشــــــــــــــــــــــــــــــــم در راهــــــــــم

فارغ التحصیل: مانده پای آبله، از راه دراز، بر در دهكده مردی تنها
كوله بارش بر دوش



تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391 | 23:30 | نويسنده : مدیر
سلام دوستان
یکی از همکلاسیا یه شعر طنز آماده کرده میزارمش
البته واسه پسراس دخترا فکر نکنم کنایه هاشو بگیرن
اسم شاعرو هم نمیگم اصرار نکنید :))

شعر جنبه طنز داره لطفا کسی ناراحت نشه:



ترمِ جَدید هاتِگَه / خالو شهریار و حبس نرا تِگَه

اوشن غذای سلف گران بویه / میلاد ور ناسه کویه!

باید دواره جزوه جور بِکی / اسه ابجی چه اَکِی؟

دواره ور بنیمه بوفه / وحید ارام هاوردگه ای چای و توفه!

خوازه دواره مجله بیگه دِیشت / احمدو گروه یک به علاوه هِیشت!

دانشگاه کفتگسه دس لریله / علی عودی بوسه جز پیا گَپیلَه

دویتِه دویتِ تِرک چِره / سعید اوشه واقعا چه دلیل دِره؟

دانشگاه بوسه هر که ارا خوه / دی مهدی جوهری چنه گا خوه

تغییرات جدید دانسه دانشگاه / ممد اوشه بچیل بان ارا جایگاه

کلاسیله تعطیل بون / فلافلیو یاسرو دارکوب خوشحال بون

یکیه و یادمو چِگَه / عقل چنه عقل بچیگَه

اسم اوشون الوچه / اخر اسحاخخخخخ عمران و تو چه!





تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 | 0:18 | نويسنده : مدیر

اس ام اس روز دختر

خداوند لبخند زد

دختر آفریده شد!

لبخند خدا روزت مبارک

روز دخترای گل مبارک

""رورتون مبارک دوستاو همکلاسی جونیای خودم""



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 | 23:11 | نويسنده : مدیر


سلام این بار تولد دوست خوبمون احمد نادری هست
تولدت مبارک ایشالله تولد 100 سالگی



تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 15:16 | نويسنده : مدیر
 

خطای دید

برید تو ادامه شکل ها خیلی باحاله
از دستش ندین


 


خطای دید



 

-۱-

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 14:53 | نويسنده : مدیر
 فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه!

******

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟؟؟

******

فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازيک سال بعد از مهاجرتش به يه کشور ديگه، زبان ياد بگيره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!

******

فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

******

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!!

******

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره عید دیدنی بعد از خوردن دو کاسه آجیل و شیرینی و انواع تنقلات پرکالری و در ادامه خوردن شام با مخلفات موقعی که به خوردن نوشابه یا دوغ میرسه جهت حفظ سلامتی دوغ رو انتخاب میکنه!

******

يكى از سرگرمى هاى خاص مردم ايران اينه كه :وقتى از مطب دكتر ميان بيرون،حساب كنن ببین اين دكتره روزى چقد درآمد داره!

******

فقط یه ایرانی میتونه واسه یه خونه اجاره ای 40 متری یه تلویزیون ال ای دی 60 اینچی با سینما خانگی 8000 وات بیسیم بذاره!!!

******

فقط یه ایرانی میتونه اول پاییز واسه بچش 500 هزار تومن ایکس باکس بخره بعد تا تابستون نزاره بچه حتی یه بارم نیگاش کنه!

******

فقط یه ایرانی میتونه برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ، چهار میلیون لوازم اضافی وصل کنه ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابش را نداره!

******

فقط یه ایرانی میتونه با ماشین خودش بره به محلی که آزمون رانندگی می گیرن که توی امتحان شرکت کنه!

******

فقط یه ایرانی میتونه آخر شب بره مسواک بزنه،بعدش بره سر یخچال هرچی دید بخوره بعد بره بگیره بخوابه!!!

******

فقط یه ایرانی میتونه کف خونش رو پارکت و سرامیک کنه بعد طوری اونا رو با فرش بپوشونه که عمرا هیچی دیده نشه ! تو پذیرایی دو سه دست مبل استیل و راحتی بذاره ولی باز یه گوشه چند تا پشتی هم بچپونه !

******

فقط در ایرانـــه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته!

******

فقط یه ایرانی تا تفویم سال جدید میرسه به دستش اول میگرده تعطیلی هاشو پیدا میکنه!

******

فقط یه ایرانی میتونه اسپاگتی رو شونصد دقیقه توی آب جوش بجوشونه بعد هم مثل برنج دم کنه تا ته دیگی به قطر 5سانتی متر پیدا کنه، در صورتی که روی بسته بندی اون نوشته 7 دقیقه بجوشونید و با سس میل بفرمائید!

******

فقط یه ایرانی فکر میکنه اگه لوله بخاری رو با آلومینیم بپوشونه خونش چقدر شیک میشه !!!!

******

فقط يک ايرانی ميتونه با بوق ماشين هم سلام کنه، هم خداحافظی، هم فحش بده و هم تشکر کنه...

******

فقط یه ایرانی میتونه بعد از مسافرت چند روزه برای استراحت... بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه واسه اون چند روز استراحت !!!

******

فقط یه ایرانی میتونه وقتی سوار پله برقی میشه بازم از پله ها بالا بره!!!

******

فقط تو ایرانه که کارت شارژی رو که مغازه دار 4700 میخره ، ما 5500 میخریم ولی 4900 شارژ میکنه و بهش میگن 5000 تومنی !!!!



تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 12:0 | نويسنده : مدیر
کوله پشتی

...

نیمکت

مشق شب

....

و...

مدرسه

صبر

...

مهربانی

...

و آرزوی دیدنش

...

او که با من

           آ می نوشت

او که آموخت

                آ همان ا هست

                   حتی اگر کلاه از سرش بردارند...

ا همان آ هست

                  حتی اگر

                                     سرش کلاه بگذارند

تخته

...

               گچ

....

                    همکلاسی

                                      و صدای زنگ تفریح

و...

یاد معلم...


او که با من آ می کشید

...

             آ مثل:

                       ❤❤  " آرزوی دیدنش"  ❤❤

یاد بچگی بخیر

...

 




تاريخ : دوشنبه سی ام مرداد 1391 | 12:31 | نويسنده : مدیر


امروز تولد یکی از بچه های کلاسه

حدس بزنید کی؟ سعید صادق خانی

سعید تولدت مبارک 

ایشالله جشن صد سالگیتو بگیری

یه چیز دیگه ساعت 3 شب خواهش میکنم تک نزن چون ضایع میشی




تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | 23:38 | نويسنده : مدیر


عید فطر همه دوستان مبارک چه روزه دار چه شب دار :))

حالا میگن عیدو کردن دو روز  برید حال کنید.



تاريخ : شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 9:50 | نويسنده : مدیر

Mothers Day Greeting Cards 19 عکس کارت پستال روز مادر

 عشق یعنی مادر

صبر یعنی یک زن

مهر یعنی دختر

نور یعنی خواهر

هرچه هستی

عشق یا صبر.مهر یا نور

"روزت مبارک"

 

Mothers Day Greeting Cards 02 عکس کارت پستال روز مادر



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | 19:51 | نويسنده : مدیر

 

امید است، بهارت هم اینک باران ببارد بر درد ها و

 مصیبت هایی که در زمستان افکارت خاک کردی؛

 تا از آن، درخت تنومند صبر و عشق بپروراند

و اندیشه زیبایت از این پس، لحظه های ناب تر

 بیافریند.

سال نو مبارک !



تاريخ : جمعه نوزدهم اسفند 1390 | 0:0 | نويسنده : مدیر


مرتفع ترین پل دنیا در شمال مکزیک راه اندازی شد.

به گزارش پانا به نقل از گلوبال پست، مرتفع ترین پل دنیا در شمال مکزیک راه اندازی شد.

براساس این گزارش،این پل به گونه ای طراحی و ساخته شده است که برج ایفل به راحتی در زیر آن قرار می گیرد.

ارتفاع این پل 434 متر است که در شمال مکزیک احداث شده است.

نام این پل بالارته است که توسط فیلپ کالدرون رییس جمهور مکزیک افتتاح شد.

نام این پل بعنوان مرتفع ترین پل دنیا در کتاب رکورد گینس به ثبت رسیده است.



تاريخ : پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 | 22:38 | نويسنده : مدیر


برای دیدن بقیه تصاویر به ادمه مطلب برید
عکس ها زیاده کسایی که سرعتشون کمه ممکنه کمی طول بکشه صفحه براشون بالا بیاد....



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 | 23:49 | نويسنده : مدیر
درود میخواید سالم بمونید این عکسو یه نگاه بندازید


رو عکس کلیک کنید تا سایز بزرگو ببینید



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 | 23:44 | نويسنده : مدیر
برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب برید.......



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و دوم بهمن 1390 | 10:13 | نويسنده : مدیر

 

 

 
امام آمد

از اوج بروج حق سردار قیام آمد

بر شوق سماع جان، انوار امام آمد

طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد
شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد

آن پیر پیام آور بت بر کن ولا گستر
بر گستره ای لبریز از خون و قیام آمد

گفتا که من آن بحرم کارام نمی گیرد
در مسلک بیداران آرام، خرام آمد

عنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش
بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمد

پیک خبر بهمن سرداد به هر برزن
کای منتظران خیزید، خیزید امام آمد

«غلامرضا رحمدل»

                                            

 

                       یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود
                       و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
                           یاد باد آن دل تپیدن‏های مشتاقان یار
                       و آن عجب نقشی که آن زیبانگار آورده بود
               عشق ما صد رشته جان در لعل نوشش بسته بود
                       حسن او صد چشم دل، آیینه‏وار آورده بود
                         از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق
                        موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود
                         منکران گفتند با یک گل نمی‏گردد بهار
                        لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود
                     شب‏پرستان را به کار خویش حیران کرده بود
                          آفتاب ما که صبحی بی‏غبار آورده بود
                     «ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود»
                         کان چنان، باغ محبت گل به بار آورده بود
                       در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق
                     در «چمن» هر گوشه‏ای را، صد هَزار آورده بود

 
سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب مبارک باد

 

 


 


تاريخ : پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 | 15:39 | نويسنده : مدیر
سلام به لینک زیر برید

و نحوه راه رفتن زن و مردو ببنید خیلی جالبه

کلیک کنید



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 | 21:48 | نويسنده : مدیر
سلام

مورفی رو میشناسید! نه؟!

مورفی یکی از مردان بزرگه که تو بدشانسی مشهور شده!

حالا قوانینشو براتون میزارم حال کنید:)

بیچاره مرگشم بدشانسی بوده

تو یه بزرگراه ماشینش بزنین تموم میکنه پیاده میشه یه ماشین که خلاف میکرده بهش میزنه:(


حالا برید ادامه مطلب قانوناشو بخونید....



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه نهم بهمن 1390 | 14:42 | نويسنده : مدیر
میخواید بدونید چرا به شیر میگن سلطان جنگل!

برید ادامه مطلبو بخونید!



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه نهم بهمن 1390 | 14:9 | نويسنده : مدیر
سلام

 یه پورپینت خیلی خیلی قشنگه حتما دانلودش کنید

حجمش اصلا زیاد نیست به 1 مگ هم نمیرسه!

دانلود کنید

روی لینک کلیک راست بعد save as link...



تاريخ : یکشنبه نهم بهمن 1390 | 0:8 | نويسنده : مدیر
این دو تا عکس خیلی جالبن حتما امتحان کنید این چیزو که میگم

روی نقاط رنگی روی بینی در عکس تمرکز کنید، تا ۳۰ بشمارید، حالا به دیوار یا سقف سفید رنگ یا هر جایی که سفید یکدست باشد نگاه کنید و شروع به پلک زدن کنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به مدت 30 ثانیه به ستاره قرمز رنگ در وسط تصویر خیره بشید و سعی کنید پلک هم نزنید.
بعد بلافاصله به یک کاغذ سفید و یا دیوار سفید نگاه کنید و مدام پلک بزنید.




تاريخ : پنجشنبه ششم بهمن 1390 | 13:3 | نويسنده : مدیر
می گن چشات ، آلبالو گیلاس می چینه ! جریان تصویر زیره :  
 

 

من که در شمارش پاهای این آقا فیله،واقعاً چشام آلبالو گیلاس می چینه !!!   

 

 

 



تاريخ : سه شنبه چهارم بهمن 1390 | 19:54 | نويسنده : مدیر
www.selfcontrolfreak.com/slaan.html

 

برید رو لینک بالا و بعد سعی کنید با موس صورت

شخص داخل عکسو لمس کنید!

خیلی جالبه حتما امتحان کنید!



تاريخ : سه شنبه چهارم بهمن 1390 | 12:20 | نويسنده : مدیر
سلام به همه دوستان این چند وقته هممون بیکاریم

براتون دو تا بازی تحت وب اوردم

_______________________________

اولی

همتون این ضربه گیر های بادی دید حباب دارا!!

وقتی که میبنیدشون اولین چیزی که میاد تو دهنتون چیه؟! درسته بترکونیدشون

حالا رو این کلیک کنید برید بترکونید

اینجا

_______________________________

دومی

این بازی تقریبا حالت تست استرس داره

باید اون مربع کوچیکو به دیواره ها نزنید! میگن 60 درصد مردم نمیتونن از مرحله سه رد بشن

حالا ببینم چیکار میکنین

اینجا



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 | 16:8 | نويسنده : مدیر

خوب به پایان امتحانای ترم اول رسیدیم   هوراااااااااااااااا  

از حالو هوای امتحان براتون بگم...

تو خونه که با همه دعوا داشتیم...

                                 

هرکی باهامون حرف میزد داد میزدیم برو بیرون درررررررررررررررررررررس دارم خدااااااااااااا

تقریبا آخر شبه وما همچنان در حال درس خوندنیم وهمچنان هیچی

 بارمون نیست  

ساعت از نصف شب گذشته از استرس اینکه هنو هیچی نفهمیدیم و

مشروط شدن در راهه سردمون میشه اما باز کتابو ول نمیکنیم   

نصف شب باباه یقتو میگیره که فردا کور میشی این راه درس خوندنه؟!!!

و میگه یا برو بخواب یا برقو خاموش میکنم 

دیگه صبح شده با قیافه ای که با جسد سه ساله تفاوتی نداره از خواب

 بیدارمیشیم

 و همچنان که هیچی بارمون نیست روانه دانشگاه میشیم  

قیافه هامونم دیدنیه...      

میریمو روی صندلی میشینیم حالا حال میده صندلیت کجا باشه؟...تو سوله!!

سوالارو که نگاه میکنی دهن تقریبا به این میزان باز میشه      

و این حس بهت دست میده که تو اصلا همچین چیزایی تو عمرت به خودت

 ندیدی  

برگه رو با روش پیشرفته ی ده بیست سی چهل سیاه میکنی و از سالن

امتحان بیرون میای!

هرکیو میبینی یه سوال که ازش میپرسی اینجوری میشه           

 

و اونوقته که میفهمی همه خراب کردن و برای ترم بعد که افتادی تنها

 نیستی و یه لبخند ملیح میزنی   

میای رو وبلاگ میبینی تو اطلاعیه نوشتن جواب فلان امتحان اومده

بعد از نثار کردن چندتافحش به وبلاگ برای بد خبر بودنش میری

 رو سایت و با دیدن نمره ی قشنگت رنگو روت ازخجالت اینجور میشه  

خوب حالا امتحانا تموم شد  بعضیا تا ترم بعد نزدیک اتاقو میز مطالعه شون

نمیرن!!!

بعضیا کتابای مبارکو مورد حمله قرار میدن و تکه تکه میکنن!!!

بعضی روشن فکرا به فکر واحدایی که ترم بعد باید دوباره بگیرن میفتن!

وبعضیام مثل من راهی بیمارستان میشن...!!!!!!!



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 | 16:29 | نويسنده : مدیر
بازم تولد داریم

۲۴ دی تولد دوتا از بچه هاس

آقای علی عبدی و خانوم فاطمه دارابی(خودم)

چون ۲۴ام اربعینه الان جشن گرفتیم بدویید که جا نمونید...!

عکس متحرک تولد



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه شانزدهم دی 1390 | 11:53 | نويسنده : مدیر
۱۷دی تولدیکی از بچه هاس....!!

 آقای......آقای.....میلاد محمدی....!!!!

یه جشن کوچولو براش گرفتیم همه دعوتین

برید تو ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه سوم دی 1390 | 22:59 | نويسنده : مدیر
http://www.redlink1.com/mydocs/group/125/02.jpg

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب برید

(میلاد)



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سی ام آذر 1390 | 13:59 | نويسنده : مدیر

 

                                             

            

              

                             یلدا یعنی یادمان باشد که

   زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر

           با هم بودن راباید جشن گرفت!

 

        

اینم از هندونه شب یلدا....

                           

                            



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 | 8:24 | نويسنده : مدیر

« شبهای امتحان »



بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!



مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !



خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !



استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !



مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !



مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !



هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود



رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود



توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!



" مشروط الشعرا "



تاريخ : دوشنبه شانزدهم آبان 1390 | 10:21 | نويسنده : مدیر


عید همه مـــــــــــبـــــــارک



تاريخ : سه شنبه دهم آبان 1390 | 20:59 | نويسنده : مدیر

این پستم به درخواست بچه ها گذاشتم اینجا جک

دونیه بچه ها هرچی جک داشتن میریزن اینجا



تاريخ : سه شنبه دهم آبان 1390 | 11:33 | نويسنده : مدیر
آتش بگیر که بدانی چه میکشم

احساس سوختن به تماشا نمیشود...

 

                              http://dl2.mobfa.org/summer89/dl/Mobfa.Org-animation%20fires%20(13).gif



تاريخ : سه شنبه دهم آبان 1390 | 9:14 | نويسنده : مدیر

به سر نوشت بگویید:

اسباب بازی هایت بیجان نیستند

آدمند...میشکنند..

آرامتر...



تاريخ : دوشنبه نهم آبان 1390 | 11:49 | نويسنده : مدیر

بنام خدا همون خدایی که ادمو افرید

 

امروز میخوام دلایل سقوط ما به زمین یا همون با لگد بیرون شدن از بهشت رو براتون بگم

 

(دسته گلای حضرت ادم)

همه چی از همون جا شروع شد که یه روزی این ادم قصه ما داشت الاف وبیکار تو بهشت میچرخید ودر حالی که داشت چمن های پارک کوثر رو میکند(پارکی در بهشت اشتباه نیفتین)با خودش زمزمه میکرد:

 

ادم:وای خدا مردم از بیکاری مردم از الافی

خدا صداشو شنید به یکی از فرشته ها گفت این ادمو برام صدا بزن کارش دارم

فرشته: هوی ادم خدا کارت داره بدو تا صداش در نیومده

ادم:چیکار داره؟

فرشته:من چه میدونم حالا میری معلوم میشه

ادم:سلام خدمت جناب همایونی(اخه پاچه خوار بوده بدبخت)

خدا:سلامو..........مگه تو گوسفندی که تمام چمن های پارکو کندی مگه نمیدونی اینا بیت الماله؟

ادم:از بیکارییه دیگه شرمنده

خدا:یه کاری برات دارم این کتابو بگیر 101 اسم من توشه یکی جز حذفیاته 100 تا برا امتحان میاد

ادم:خرابتیم

خدا:درد این چه حرفاییه تو میزنی؟صد بار گفتم با این شیطون راه نرو از راه به درت میکنه

ادم: حالا کی امتحانه؟

خدا:هفته دیگه ضمنا به دوستاتم بگو

 

نوشته شده توسط:علی

 

 



ادامه مطلب